0

حتما شنیده‌اید که ترس و طمع همیشه کار دست معامله‌گران می‌دهد. درست است. واقعیت این است که تاثیر عوامل روانی بیش از آن چیزی است که اکثر معامله‌گران فکر می‌کنند. خیلی از قدیمی‌ها و با تجربه‌های بازارهای مالی می‌گویند اگر معامله گران فقط بتوانند هیجانشان را کنترل کنند همیشه سود خواهند کرد. قدرت احساس و هیجان آنقدر زیاد است که حتی حرفه‌ای ها هم را در بسیاری از اوقات دچار مشکل می‌کند. معمولا افراد به سودهایشان اجازه رشد نمی‌دهند و صبر در سود ندارند اما تا دلتان بخواهد ضررها را تحمل می‌کنند!!!

هیچ چیز مهمتر از روان‌شناسی نیست!!

تصویر بالا شاید در نگاه اول ساده و حتی غیر قابل باور به نظر برسد، اما از هر کدام از قدیمی‌تر ها که بپرسید احتمالا با آهی از سر حسرت، صحت این تقسیم‌بندی را تایید می‌کنند. ۶۰ درصد نقش روان‌شناسی، ۳۰ درصد نقش مدیریت ریسک و سرمایه و فقط ۱۰ درصد نقش سیستم معاملاتی!!! این به معنای عدم اهمیت سیستم معاملاتی نیست بلکه به معنای تاثیر فوق حد تصور روانشناسی و مدیریت سرمایه است. شاید باورش سخت باشد که حتی با یک سیستم بسیار ساده اما با کنترل هیجان و رفتار منطقی و مدیریت سرمایه می‌توان به سود مستمر رسید.

دانستن کافی نیست!

اما اینها همه روی کاغذ است. همه هم این نکات را می‌دانند. اما اشکال این است که در هنگام عمل و وسط هیاهوی معامله فقط دانستن این‌که باید هیجانات را کنترل کرد هیچ وقت نمی‌تواند مانع هیجانی رفتار کردن شود!! کنترل بر احساس بیش از هرچیز ممارست و تجربه می‌خواهد. یک واقعیت تلخ این است که اکثر معامله‌گران به هر حال در مواقعی هیجانی رفتار می‌کنند و به اصول خودشان پایبند نیستند و به همین جهت بیش از آنچه باید ضرر می‌دهند.

حتی حرفه‌ای ها هم ضرر می‌دهند!

دنبال ضرر نکردن نباشید! ضرر بخشی از بازار است. همه ضرر می‌کنند و تصور نکنید برای حرفه‌ای شدن باید ضرر را به صفر برسانید! اگر با کوچکترین ضرری ناراحت می‌شوید بدانید که یک جای کار می‌لنگد! سود در بازار از تک تک معاملات به دست نمی‌آید. برآیند تعداد زیادی از معاملات کنترل شده با یک سیستم معاملاتی مشخص که حد سود و ضرر را هم تعیین کند، مشخص می‌کند که شما سودده هستید یا خیر.

آنچه اهمیت دارد این است که بیشتر از آنچه که باید، ضرر نکنید! ضررتان به همان اندازه حد ضررها باشد نه بیشتر. حد ضررهایی که سیستم معاملاتی‌تان مشخص کرده است.

0