0

در این قسمت از سری مقالات آموزش فارکس، به بررسی (سیاست‌های پولی) می‌پردازیم. با ایران بروکر در این مقاله همراه باشید.

همان طور که قبلاً گفتیم دولتهای ملی و مسئولین بانک‌های مرکزی آنها سیاست پولی را برای دستیابی به فرمانها یا اهداف اقتصادی معینی ایجاد می‌کنند.

بانک‌های مرکزی و سیاست پولی همگام با یکدیگر پیش می‌روند بنابراین نمی‌توانید بدون در نظر گرفتن یکی از دیگری صحبت کنید.

برخی از این فرمانها و اهداف بین بانک مرکزی جهانی شباهت‌های زیادی دارند اما هر کدام مجموعهٔ منحصر به فرد اهداف خودشان را دارند که اقتصادهای متمایز آنها برایشان در بر دارد.

در نهایت سیاست پولی به ارتقا و حفظ ثبات قیمت و رشد اقتصادی می‌رسد.

بانک‌های مرکزی برای دستیابی به اهدافشان از سیاست پولی بیشتر برای کنترل موارد زیر استفاده می‌کنند:

  • نرخ بهرهٔ مربوط به قیمت پول
  • افزایش تورم
  • ذخیرهٔ پول
  • الزامات ذخیره بانکها
  • فرصت تخفیف برای وام به بانک‌های تجاری

انواع سیاست پولی

سیاست پولی عناوین مختلفی دارد. سیاست پولی انقباضی یا محدود کننده در صورتی رخ می‌دهد که اندازهی ذخیرهی پول کاهش داده شود. با افزایش نرخ بهره نیز رخ می‌دهد.

در اینجا ایده این است که رشد اقتصادی با نرخ بهرهٔ بالا کند شود. وام گرفتن سخت‌تر و گران‌تر می‌شود و این هزینه کردن و سرمایه گذاری را توسط مصرف کنندگان و کسب و کارها کاهش می‌دهد.

از سوی دیگر سیاست پولی انبساطی ذخیرهی پولی را گسترش یا افزایش می‌دهد یا نرخ بهره را کاهش می‌دهد.

هزینهی وام به این امید که هزینه و سرمایه گذاری بالا بروند کاهش پیدا می‌کند.

سیاست پولی تطبیقی قصد دارد رشد اقتصادی را با کاهش نرخ بهره ایجاد کند، در حالی که سیاست پولی سرسخت برای کاهش تورم یا محدود کردن رشد اقتصادی با افزایش نرخ بهره تنظیم می‌شود.

در نهایت سیاست پولی خنثی نه قصد ایجاد رشد را دارد و نه مقابله با تورم.

نکتهٔ مهمی که باید در مورد تورم به یاد داشته باشید این است که بانک‌های مرکزی معمولاً یک تورم هدف را در ذهن دارند، مثلاً ۲٪.

ممکن است علناً این رقم را اعلام نکنند اما سیاستهای پولی‌شان همگی برای رسیدن به این منطقهی راحت تلاش می‌کنند و روی آن تمرکز دارند.

آن‌ها می‌دانند که مقداری تورم خوب است، اما تورم خارج از کنترل می‌تواند اعتماد مردم نسبت به اقتصاد، شغل و در نهات پولشان را از بین ببرد.

بانک‌های مرکزی با داشتن سطوح تورم مورد نظر می‌توانند به شرکت کنندگان در بازار کمک کنند بهتر درک کنند که آنها (بانکداران مرکزی) چگونه با دورنمای اقتصادی فعلی کار می‌کنند.

بیایید به بررسی یک مثال بپردازیم.

در ژانویهٔ سال ۲۰۱۰، تورم در انگلیس ظرف یک ماه از ۳۵٪ به ۲.۹٪ رسید. با نرخ تورم هدف ۲٪، نرخ جدید ۳.۵٪ هم بالای منطقهٔ راحت بانک انگلیس بود.

مروین کینگ، رئیس بانک مرکزی انگلیس به مردم در این مورد که عوامل موقتی باعث جهش ناگهانی می‌شود و این که نرخ تورم در مدت کوتاه با کمترین حرکت از سوی بانک مرکزی انگلیس به حالت قبل برمی گردد اطمینان داد.

این که گفته‌های او درست بودند یا نه مهم نیست. فقط می‌خواهیم نشان دهیم که بازار وقتی می‌داند چرا بانک مرکزی کاری در ارتباط با نرخ سود هدفش انجام می‌دهد یا نه جای بهتری است.

به بیان ساده مبادله کنندگان ثبات را دوست دارند.

بانک‌های مرکزی ثبات را دوست دارند. اقتصادها هم ثبات را دوست دارند. دانستن این که اهداف تورم وجود دارند به مبادله کننده کمک می‌کند درک کند چرا بانک مرکزی عملکرد خاصی دارد.

اگر از کسانی هستید که دلار و اقتصاد آمریکا را دنبال می‌کنید (همهٔ شما باید این کار را بکنید!) به یاد دارید که چند سال قبل بانک مرکزی امریکا ناگهان نرخ بهره را ۱۰٪ افزایش داد؟

این عجیب‌ترین کاری بود که بانک مرکزی آمریکا تا آن زمان انجام داده بود و بلوایی در دنیای مالی بر پا شد!

صبر کنید، این اتفاق را به یاد ندارید؟

تمام رسانه‌ها در مورد آن صحبت می‌کردند.

قیمت نفت بسیار بالا رفت و قیمت شیر به اندازهی طلا شد.

حتماً در خواب بودید!

صبر کنید، داریم سر به سرتان می‌گذاریم!

فقط می‌خواستیم مطمئن شویم که هنوز بیدارید. سیاست پولی هیچ وقت این قدر شدید تغییر نمی‌کند.

بیشتر تغییرات سیاست با تنظیمات کوچک افزایشی صورت می‌گیرند چون افراد مهم در بانک‌های مرکزی اگر نرخ سودشان تغییر شدیدی داشته باشد، ادعای هرج و مرج می‌کنند.

حتی فکر چنین اتفاقی نه تنها تک تک مبادله کنندگان بلکه کل اقتصاد را بر هم می زند.

به این دلیل است که معمولاً تغییر.۲۵٪ تا ۱٪ را در نرخ سود می‌بینیم. باز هم فراموش نکنید که بانک‌های مرکزی خواهان ثبات قیمت هستند نه شوک و شگفتی.

بخش‌هایی از این ثبات همراه با میزان زمان مورد نیاز برای صورت دادن این تغییرات نرخ بهره است. ممکن است چند ماه یا حتی چند سال طول بکشد.

بانکداران مرکزی درست مانند مبادله کنندگانی که برای حرکت بعدی داده‌ها را جمع آوری و بررسی می‌کنند عمل می‌کنند اما باید تصمیم گیری خود را با در نظر داشتن کل اقتصاد انجام دهند نه یک مبادلهٔ واحد.

افزایش نرخ سود می‌توانند مثل ترمز کردن باشد در حالی که کاهش نرخ سود مثل گاز دادن است، اما به یاد داشته باشید که مصرف کنندگان و کسب و کار آرام‌تر به این تغییرات واکنش نشان می‌دهند.

این زمان عقب مانده بین تغییر سیاست پولی و اثر واقعی روی اقتصاد می‌تواند یک تا دو سال طول بکشد.

میانگین = 0 / 5. | تعداد = 0