تحلیل چهاروب زمانی چندگانه دیگر چیست؟

تحلیل چندگانه… چی؟!

آرام باشید، آن طور که به نظر می‌رسد هم پیچیده نیست. اکنون که دبیرستانتان را تمام کرده‌اید زمان آن نیست که مدرک ارشدتان را بگیرد هرچند که احتمالاً مدت‌ها پیش با نمره ۱۲ آن را گرفته‌اید. هان!

تحلیل چهارچوب زمانی چندگانه فرآیند بررسی یک جفت ارز و قیمت آن در چهارچوب‌های زمانی متفاوت است.

به خاطر داشته باشید که یک جفت ارز در چندین چهارچوب زمانی وجود دارد به صورت روزانه، ساعتی، ۱۵ دقیقه‌ای، و حتی یک دقیقه‌ای.

این به این معناست که معامله گران مختلف می‌توانند نسبت به این مساله که یک جفت ارز چطور معامله می‌شود نظرات متفاوتی داشته باشند و تمام این نظرات هم کاملاً صحیح هستند.

برای مثال ممکن است فوبی (Phoebe) مشاهده کند که EUR / USD در نمودار چهار ساعته سیری نزولی دارد. اما سام (Sam) در نمودار پنج دقیقه‌ای معامله می‌کند و می‌بیند که رنج این جفت ارز فقط بالا و پایین می‌رود. و هر دو نیز ممکن است برداشت‌های درستی داشته باشند؟

همانطور که می‌بینید، این امر یک مساله مطرح می‌کند. گاهی با نگاه به نمودار چهار ساعته، معاملات پیچیده می‌شوند، مثلاً یک سیگنال فروش می‌بینید، سپس روی یک ساعت جهش می‌کنند و می‌بینید که قیمت‌ها رفته رفته افزایش می‌یابند.

در این شرایط چه باید بکنید؟

کارتان را با چهارچوب زمانی دنبال کنید، سیگنال را بگیرید و دیگر چهارچوب زمانی را رها کنید؟

شیر یا خط بیاندازید که آیا باید خرید کنید یا فروش؟

خوشبختانه ما قرار نیست بگذاریم بدون آگاهی از نحوه استفاده از تحلیل چهارچوب زمانی چندگانه مدرک بگیرید.

نخست سعی می‌کنیم به شما کمک کنیم تا تعیین کنید که باید روی چه چهارچوب زمانی تمرکز کنید. هر معامله گری باید در چهارچوب زمانی خاصی که با شخصیت اش سازگار است معامله کند (در بخش‌های بعدی بیشتر به این موضوع پرداخته خواهد شد).

دوم این که به شما می‌آموزیم که چطور باید به بررسی چهارچوب‌های زمانی مختلف یک جفت ارز بپردازید تا بتوانید تصمیمات تجاری بهتر و آگاهانه‌تری اتخاذ کنید.

در کدام بازه زمانی مبادله کنم؟

یکی از دلایلی که معامله گران نوپا آنطور که می‌توانند کار نمی‌کنند آن است که در چهارچوب زمانی نادرستی نسبت به شخصیتشان معامله می‌کنند.

معامله گران جدید می‌خواهند سریع پولدار شوند از این رو کارشان را با چهارچوب‌های زمانی کوتاه مثل یک دقیقه‌ای یا پنج دقیقه‌ای آغاز می‌کنند. در نهایت معامله نومیدشان می‌کند چراکه این چهارچوب‌های زمانی با شخصیتشان سازگار نیست.

برخی از معامله گران با معامله در نمودارهای یک ساعته احساس بهتری دارند.

این چهارچوب زمانی طولانی‌تر است اما آنقدر هم طولانی نیست، سیگنال‌های تجاری کمتر هستند اما خیلی هم کم نیستند. معامله در این چهارچوب زمانی زمان بیشتری برای تحلیل بازار بدست می‌دهد و همزمان کار با عجله پیش نمی‌رود.

از سوی دیگر دوستی هم هست که هیچگاه و به هیچ وجه در چهارچوب زمانی یک ساعته معامله نمی‌کند.

این مسیر برای او بسیار کند است و احتمالاً فکر می‌کند که نمی‌تواند تا پیش از ورود به یک معامله دوام بیاورد. بنابراین معامله در نمودار ۱۰ دقیقه‌ای را ترجیح می‌دهد. او در این نمودار هم برای تصمیم گیری بر مبنای طرح تجاری‌اش زمان کافی دارد (البته نه خیلی زیاد).

یکی دیگر از دوستان این تصور را داشت که معامله گران چطور در نمودار یک ساعته معامله می‌کنند. او معتقد است این نمودار بسیار سریع است. از این رو فقط با نمودارهای روزانه، هفتگی و ماهانه کار می‌کند.

بسیار خب، حالا احتمالاً می‌پرسید پس چه چهارچوب زمانی مناسب شماست.

خب دوست من، اگر توجه کرده باشید، این بستگی به شخصیت شما دارد. باید با چهارچوب زمانی که در آن معامله می‌کنید احساس راحتی کنید.

وقتی در جریان یک معامله هستید همیشه نوعی احساس خرسندی یا حس نومیدی دارید چراکه پای پول واقعی مطرح است. و این طبیعیاست.

زمانی که معامله‌ای را آغاز کردیم، نمی‌توانیم به یک چهارچوب زمانی پایبند بمانیم.

کار را با نمودار ۱۵ دقیقه‌ای آغاز می‌کنیم.

سپس نمودار ۵ دقیقه‌ای.

سپس نمودار یک ساعته، روزانه و چهار ساعته را امتحان می‌کنیم.

این برای تمام معامله گران نوپا امری طبیعی است تا آن که ناحیه آسایشتان را بیابید و متوجه شوید که چرا پیشنهاد می‌کنیم با استفاده از چهارچوب‌های زمانی مختلف معامله DEMO کنید تا ببینید کدام چهارچوب بهتر با شخصیتتان سازگار است.

تقسیم بندی بازه زمانی

خب درست مثل هر چیز دیگری در زندگی، همه چیز بستگی به شما دارد.

آیا می‌خواهید مراحل آهسته پیش روند و برای هر معامله زمانی را سپری کنید؟ در این شرایط ممکن است برای معامله در چهارچوبهای زمانی طولانی‌تر مناسب باشید.

یا شاید هیجان، سرعت و اقدامات سریع را دوست دارید؟ اگر این چنین است باید نمودارهای پنج دقیقه‌ای را دنبال کنید.

در نمودار زیر به برخی از چهارچوب‌های زمانی پایه‌ای و تفاوتهای میان آنها اشاره کرده‌ایم.

همچنین باید میزان سرمایه‌ای که برای معامله در دست دارید را هم مد نظر داشته باشید.

چهارچوب‌های زمانی کوتاه‌تر این امکان را به شما می‌دهند تا از حاشیه سود بهتر استفاده کنید و ضرر و زیان کمتری متحمل شوید.

چهارچوب‌های زمانی طولانی‌تر مستلزم توقف بیشتر ضرروزیان، و حساب بزرگتر هستند تا بتوانید بدون نیاز به درخواست تکمیل ودیعه ۲۴ نوسانات بازار را کنترل کنید.

مهم‌ترین مساله ای که باید به خاطر داشته باشید آن است که هر چهارچوب زمانی که برای معامله انتخاب می‌کنید باید با شخصیتتان سازگار باشد.

مثل زمانی است که لباس زیرتان گشاد یا شلوارتان کمی کوتاه است و احساس

خوشایندی ندارید چرا که متناسب شما نیستند.

به این دلیل است که ما معامله در چندین چهارچوب زمانی را به شما پیشنهاد می‌کنیم تا بتوانید ناحیه آسایشتان را پیدا کنید. این امر به شما کمک می‌کند تا مناسب‌ترین چهار چوبی که می‌توانید بر اساس آن بهترین تصمیم تجاری‌تان را اتخاذ کنید را انتخاب کنید.

وقتی در نهایت در خصوص چهارچوب زمانی مورد نظرتان تصمیم می‌گیرید، سرگرمی شروع می‌شود. و این زمانی است که شروع به بررسی چهارچوب‌های زمانی چندگانه می‌کنید تا بتوانید بازار را تحلیل کنید.

خرید یا فروش؟

پیش از توضیح نحوه تحلیل چهارچوب زمانی چندگانه برای معامله فارکستان، احساس کردیم لازم است به این مساله اشاره کنیم که چرا باید به بررسی چهارچوب‌های زمانی مختلف بپردازیم.

در نهایت این که آیا تحلیل فقط یک نمودار به اندازه کافی دشوار نیست؟

میلیون‌ها شاخص وجود دارد که آنها را در اخبار اقتصادی مطالعه کرده‌اید، تمرین بسکتبال داشته‌اید، یک جلسه Call of Duty و یک روز خوب در مک دونالد داشته‌اید…

اکنون برای نشان دادن این که چرا باید به چهارچوب‌های زمانی مختلف توجه و برای بررسی آنها تلاش مضاعف کرد، بازی موسوم به «Long or Short (خرید یا فروش) را انجام می‌دهیم.

قواعد این بازی بسیار آسان است. به نموداری نگاه می‌کنید و تصمیم می‌گیرد که باید خرید داشته باشید یا فروش. کار آسانی است، نه؟ بسیار خب، آماده‌اید؟

به نمودار ده دقیقه‌ای GBP / USD یک جولای ۲۰۱۰ (۷/ ۰۱ / ۲۰۱۰) ساعت 8: 00 صبح به وقت گرینویچ نگاهی بیاندازید. به طور متوسط ۲۰۰ نوسان داشته‌ایم که به نظر می‌رسد به صورت سقوط قیمت‌ها ادامه می‌یابد.

با آزمایش سقوط قیمت‌ها و شکل گیری یک نمودار شمعی دوجی doji)، این گونه به نظر می‌رسد که فروش مناسب‌تر است؟

ما برای این پرسش پاسخ بله در نظر می‌گیریم.

اما ببینید که بعد چه اتفاقی می افتد؟

جفت ارز بالاتر از نقطه سقوط قیمت‌ها بسته می‌شود و ۲۰۰ پیپ دیگر افزایش می‌یابد؟

آخ! اوه بسیار خب، خیلی بد است!

چه اتفاقی افتاد؟ ممممممم، بگذارید به نمودار یک ساعته برویم و ببینیم چه اتفاقی افتاده است…..

اگر نمودار یک ساعته را پیگیری کردید، متوجه شده‌اید که این جفت ارز واقعاً در کف کانال صعودی هستند.

مساله دیگر این که یک نمودار شمعی دوجی هم روی خط تعادل شکل گرفته است! یک سیگنال روشن برای خرید!

کانال صعودی در نمودار چهارساعته شفاف‌تر بوده است.

اگر ابتدا به این نمودار نگاه کرده بودید، آیا هنگام معامله در نمودار ده دقیقهای سریعاً فروش ارز را انتخاب می‌کردید؟

تمام نمودارها اطلاعات مشابهی را در چهارچوب‌های زمانی مختلف نشان می‌دادند.

یک نمونه دیگر از تحلیل چهارچوب زمانی چندگانه را در فرومهایمان بررسی کنید.

آیا اکنون اهمیت توجه و دنبال کردن چهارچوب‌های زمانی چندگانه را درک کرده‌اید؟

ما سابق بر این فقط نمودارهای ۱۵ دقیقه‌ای را سبک سنگین می‌کردیم، همین.

و هیچگاه نمی‌توانستیم درک کنیم که چرا وقتی همه چیز خوب به نظر می‌آید ناگهان زمان متوقف می‌شود و شرایط وارونه می‌شود. هیچ گاه برای این که ببینیم چه اتفاقی دارد می افتد به ذهنمان خطور نمی‌کند که به یک چهارچوب زمانی طولانی‌تر هم نگاهی بیاندازیم.

یا سقوط شدید قیمت‌ها در یک چهارچوب زمانی بلندتر وقتی بازار در نمودار ۱۵ دقیقه‌ای متوقف یا وارونه می‌شود، اغلب به دلیل افزایش است.

در واقع فراگیری این مساله که هرچه چهارچوب زمانی بلندتر باشد احتمال تداوم سطح سقوط یا افزایش قیمت‌ها بیشتر خواهد بود، به قیمت چند صد پیپ منفی تمام می‌شود.

معامله با استفاده از چند چهارچوب زمانی در مقایسه با یک چهارچوب احتمالاً ما را از انجام معاملات زیان آور تر دور می‌سازد. و این امکان به شما داده می‌شود تا یک معامله را به مدت طولانی‌تری ادامه دهید چرا که میدانید در برابر این تصویر بزرگ در کجا ایستاده‌اید.

اغلب تازه کارها فقط به یک چهارچوب زمانی اکتفا می‌کنند. یک چهارچوب زمانی واحد را انتخاب کرده و مقیاس‌هایشان را به کار می‌بندند و از سایر چهارچوبهای زمانی غافل می‌مانند.

مساله این است که یک روند جدید بر آمده از یک چهارچوب زمانی دیگر اغلب به معامله گرهایی صدمه می زند که نگاهی به این تصویر بزرگ ندارند.

ترکیب بازه‌های زمانی

نه قرار نیست آنها را در قالب ترانه‌ای مثل Glee تقسیم کنیم.

نسخه ترکیب خودمان را داریم که دوست داریم آن را «Time Frame Mash- up» (ترکیب چهارچوب زمانی) بنامیم. در اینجا چهارچوب چندگانه یا میان زمانی تحلیل می‌شود. و به شما نحوه ماندن در چهارچوب زمانی مورد نظرتان را آموزش می‌دهیم و به بررسی این نمودارها از فواصل نزدیک و دور می‌پردازیم تا بتوانید بهترین را انتخاب کنید.

قصد ترک کردن این مدرسه را که ندارید؟

فکر نمی‌کردم یاد گرفته باشید!

اول از همه، نگاهی گسترده به آنچه که در حال رخدادن است بیاندازید.

سعی نکنید به بازار نزدیکتر شوید حتا سعی کنید از آن فاصله هم بگیرید.

باید به خاطر بسپارید که برای آن که روندی در یک چهارچوب زمانی طولانی‌تر پیش برود زمان بیشتری داشته است، به این معنا که جفت ارز برای ایجاد تغییر نوسانات بیشتری در بازار ایجاد خواهد کرد. سطح سقوط و جهش قیمت‌ها هم در چهارچوبهای زمانی طولانی‌تر اهمیت بیشتری می‌یابند.

کارتان را با انتخاب چهارچوب زمانی دلخواهتان آغاز کنید و سپس به سوی چهارچوب زمانی بعدی حرکت کنید.

در این شرایط می‌توانید برای خرید یا فروش بر مبنای رنج یا روند بازار تصمیمی استراتژیک اتخاذ کنید. سپس برای اتخاذ تصمیمات تاکتیکی مربوط به نقطه ورود و خروج (توقف ضرر و زیان و رسیدن به سود هدف) به چهارچوب زمانی دلخواهتان (یا حتا پایین‌تر از آن باز گردید.

از این رو این احتمالاً یکی از بهترین روش‌های استفاده از تحلیل چهارچوب زمانی چندگانه است به این معنا که می‌توانید برای یافتن نقاط ورود و خروج بهتر از نزدیک به بررسی شرایط بپردازید. با افزودن بعد زمان به تحلیلتان، می‌توانید از سایر معامله گران کوته فکری پیشی بگیرید که فقط به ارزیابی یک چهارچوب زمانی می‌پردازند.

آیا تمام این مسائل را درک کردید؟ خب، اگر پاسختان منفی است نگران نباشید، در این بخش به مثالی اشاره می‌کنید که این مسائل را برایتان شفاف‌تر خواهد کرد.

مثلاً سیندرلا را در نظر بگیرید. او از تمیز کردن اتاق دختران نامادری‌اش خسته می‌شود و تصمیم می‌گیرد معامله کند.

پس از چند معامله نمایشی، در می‌یابد که بیشتر به معامله جفت ارز EUR/ USD تمایل دارد و احساس می‌کند که با نگاه به نمودار یک ساعته احساس بهتری دارد. او فکر می‌کند که نمودارهای ۱۵ دقیقهای بسیار سریع و نمودارهای ۴ ساعته بسیار طولانی هستند و این که او به خواب هم نیاز دارد.

اولین کاری که سیندرلا انجام می‌دهد بررسی نمودار چهار ساعتهEUR / USD است. این روش به او کمک می‌کند تا روند کلی را مشخص کند.

او به وضوح می‌بیند که این جفت ارز روند صعودی دارد.

همین مساله این نشانه را به سیندرلا می‌دهد که باید فقط به دنبال سیگنال‌های خرید باشد. سپس، این روند به دوست او تبدیل می‌شود، درست است؟ او نمی‌خواهد که در یک مسیر غلط قرار گیرد و کفش اش را از دست بدهد.

اکنون تمرکزش را مجدداً به چهارچوب زمانی ترجیحی‌اش معطوف می‌کند (چهارچوب یک ساعته) تا بتواند هر نقطه ورودی را مشخص کند. او همچنین تصمیم می‌گیرد تا با این شاخص احتمالی ظاهر شود.

زمانی که به نمودار یک ساعته باز می‌گردد، می‌بیند که یک نمودار شمعی دوجی شکل گرفته است و شاخص احتمال از شرایط فروش بیش از اندازه گذشته است.

اما سیندرلا هنوز مطمئن نیست. او می‌خواهد مطمئن شود که نقطه ورود واقعاً خوبی داشته باشد. بنابراین به نمودار ۱۵ دقیقه‌ای مراجعه می‌کند تا ببیند می‌تواند ورود بهتری داشته باشد و تأییدیه بهتری بگیرید.

بنابراین سیندرلا به نمودار ۱۵ دقیقه‌ای چشم می‌دوزد و می‌بیند که خط روند با قدرت تداوم می‌یابد. در واقع در این چهار چوب، نه تنها خط روند بلکه شاخص احتمال هم شرایط فروش بیش از اندازه را نشان می‌دهد.

او در می‌یابد که بهترین زمان برای ورود و خرید است. بگذارید ببینیم بعد چه اتفاقی می افتد.

روند صعودی ادامه می‌یابد و EUR / USD به افزایش خود ادامه می‌دهد.

ما از سه چهارچوب زمانی استفاده می‌کنیم. احساس ما بر این است که این رویکرد انعطاف پذیری بیشتری ایجاد می‌کند و از این طریق می‌توانیم روندهای بلند، میان و کوتاه مدت را کشف کنیم.

بزرگ‌ترین چهارچوب زمانی که در آن به بررسی روند اصلی‌مان می‌پردازیم به ما تصویر بزرگی از جفت ارزی را نشان می‌دهد که می‌خواهیم با آن معامله کنیم.

چهارچوب زمانی بعدی چهار چوبی است که معمولاً به آن توجه می‌کنید و به ما سیگنال‌های خرید میان مدت یا گرایش‌های خرید می‌دهد.

کوچک‌ترین چهارچوب زمانی روند کوتاه مدت را نشان می‌دهد و به ما کمک می‌کند تا واحدهای ورود و خروج خوبی بیابیم.

از آنجایی که میان این چهارچوبها اختلاف زمانی به اندازه کافی وجود دارد، برای مشاهده اختلاف موجود در این حرکت می‌توانید از هر چهارچوب زمانی استفاده کنید.

برای مثال می‌توانید از چهارچوب‌های زیر استفاده کنید:

  • یک دقیقه‌ای، ۵ دقیقه‌ای، و ۳۰ دقیقه‌ای
  • ۵ دقیقه‌ای، ۳۰ دقیقه‌ای، و ۴ ساعتی
  • ۱۵ دقیقه‌ای، ۱ ساعته و چهار ساعته
  • یک ساعته، ۴ ساعته، و روزانه
  • ۴ ساعته، روزانه، و هفتگی و…

وقتی سعی می‌کنید که در مورد زمان میان نمودارها تصمیم گیری کنید، مطمئن شوید که برای حرکت رو به عقب و روبه جلوی چهارچوب زمانی کوچکتر اختلاف به اندازه کافی وجود دارد بدون آن که هر حرکت در چهارچوب زمانی بزرگتر انعکاس یابد.

اگر این چهارچوب‌های زمانی به هم بسیار نزدیک باشند، قادر به یافتن تفاوت آنها نخواهید بود و از این رو نمی‌تواند خیلی کار آمد باشد.

میانگین = 0 / 5. | تعداد = 0