اگر سهام را داد و ستد کرده‌اید، احتمالاً با تمام شاخص‌های موجود آشنایید مثل میانگین صنعتی داو جونز (DJIA)، شاخص نزدک، Russell 2000، S&P500 و …

خوب اگر سهام آمریکا دارای شاخص باشد، چرا دلار امریکا نداشته باشد؟! برای معامله گران ارز، شاخص دلار آمریکا (USDX) را داریم. شاخص دلار آمریکا متشکل از متوسط وزنی هندسی سبدی از ارزهای خارجی در برابر دلار است. این بسیار شبیه به طرز کار شاخصهای سهام است از این جهت که نشانه کلی از ارزش سبد اوراق بهادار فراهم می‌کند. البته، «اوراق بهاداری، که در اینجا در مورد آن صحبت می‌کنیم سایر ارزهای اصلی هستند.

جفت‌ارزهای اصلی با دلار امریکا

شاخص دلار آمریکا، متشکل از شش ارز خارجی است که عبارتند از:

  • یورو (EUR)
  • ین (JPY)
  • پوند (GBP)
  • دلار کانادا (CAD)
  • کرون (SEK)
  • فرانک (CHF)

در اینجا سؤال جالبی وجود دارد. اگر شاخص از ۶ ارز ایجاد شده باشد، شامل چند کشور است؟ اگر پاسخ شما «۶» است، در اشتباهید. اگر پاسخ شما ۲۲۰» است، نابغه‌اید؟ ۲۲ کشور وجود دارد، چرا که ۱۷ عضو اتحادیه اروپا وجود دارد که یورو را به عنوان پول خود اتخاذ کرده‌اند، به علاوه پنج کشور دیگر (ژاپن، بریتانیا، کانادا، سوئد و سوئیس) و ارزهای همراهشان. واضح است که ۲۲ کشور بخش کوچکی از جهان را تشکیل می‌دهند اما بسیاری از ارزهای دیگر به طور بسیار دقیق از شاخص دلار آمریکا پیروی می‌کنند. این امر باعث می‌شود USDX ابزار خوبی برای اندازه گیری قدرت جهانی دلار آمریکا باشد. اجزای تشکیل دهنده USDX حالا که می دانیم سبد ارزها متشکل از چیست، اجازه دهید به بخش میانگین وزنی هندسی برسیم. از آنجا که همه کشورها یک اندازه نیستند، عادلانه است که هنگام محاسبه شاخص دلار آمریکا به هر کدام وزن مناسب داده شود. وزن‌های فعلی را بررسی کنید:

با ۱۷ کشور، یورو تشکیل دهندهٔ تکه بزرگی از شاخص دلار آمریکا است. بعدی ین ژاپن است که منطقی است زیرا ژاپن یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان است. چهار کشور دیگر کمتر از ۳۰ درصد USDX را تشکیل می‌دهند. در اینجا چیزی جالب است: هنگامی که یورو افت می‌کند، کدامیک ممکن است باعث حرکت شاخص دلار آمریکا شود؟ یورو چنین بخش عظیمی از شاخص دلار آمریکا است، می‌توانیم این شاخص را «شاخص ضد یورو» بنامیم. از آنجا که USDX به شدت تحت تأثیر یورو قرار دارد، مردم به دنبال شاخص دلار «متعادل تریند.». اطلاعات بیشتر در ادامه ارائه می‌شود. اول، اجازه دهید نمودارها را بررسی کنیم!

نحوه خواندن شاخص دلار 

درست مثل هر جفت ارزی، USDX حتی نمودار خاص خود را دارد.

اول، توجه کنید که این شاخص در ۲۴ ساعت روز، پنج روز هفته محاسبه می‌شود. همچنین، USDX به اندازه گیری ارزش کلی دلار نسبت به پایه 100.000 می‌پردازد. ها؟!؟

خب. برای مثال، رقم فعلی 86.212 است. این بدان معنی است که دلار از آغاز شاخص 13.79٪ کاهش یافته است. (86.212 – 100.000)

اگر رقم فعلی 120.650 باشد، این بدان معنی است که ارزش دلار از آغاز شاخص، به میزان 20.65٪ افزایش یافته است. (120.650 – 100.00)

شروع این شاخص اول مارس ۱۹۷۳ است. این زمانی است که بزرگترین کشورهای جهان در واشنگتن گرد هم آمدند و همگی موافقت کردند تا پولهایشان آزادانه در برابر یکدیگر در نوسان باشد. به آغاز این شاخص نیز «دوره پایه» گفته می‌شود.

فرمول شاخص دلار آمریکا

فرمول محاسبه USDX چنین است:

USDX = 50.14348112 x EUR/USD۸ (-0.576) x USD/JPY (0.136) x GBP/USD(-0.119) x USD/CAD^(0.091) x USD/SEK^(0.042) x USD/CHF^(0.036)

شاخص دلار وزنی – معاملاتی 

همچنین نوع دیگری از شاخص دلار مورد استفاده توسط فدرال رزرو وجود دارد. به آن شاخص دلار وزنی معاملاتی، گفته می‌شود. فدرال رزرو می‌خواست شاخصی ایجاد کند که بتواند ارزش دلار در برابر ارزهای خارجی را بر اساس قدرت رقابتی کالاهای آمریکایی در مقایسه با کالاهای کشورهای دیگر با دقت بیشتری منعکس کند. این شاخص در سال ۱۹۹۸ برای به روز نگه داشتن تجارت آمریکا تشکیل شد.

ارزها و وزنها

وزن فعلی (بر حسب درصد) شاخص چنین است:

* وزن تا ماه می سال ۲۰۰۹

تفاوت اصلی بین USDX و شاخص دلار وزنی معاملاتی در سبد ارزهای مورد استفاده و وزن‌های نسبی‌شان است. شاخص وزنی معاملاتی شامل کشورهایی از سراسر جهان است از جمله برخی کشورهای در حال توسعه. با توجه به توسعه بازارهای جهانی، این شاخص احتمالاً بازتاب بهتری از ارزش دلار در سراسر جهان است. وزن‌ها بر اساس داده‌های معامله سالانه است. استفاده از USDX در فارکس شرط می‌بندم دارید با خود فکر می‌کنید که چگونه می‌توانم از این چیز در سیستم معاملاتی‌ام استفاده کنم؟ خوب، صبور باشید تا بفهمید! همه ما می دانیم که بسیاری از جفت ارزهای پرمعامله شامل دلار آمریکا هستند. اگر نمی‌دانید، بعضی‌ها که شامل دار آمریکا هستند عبارتند از

USD / JPY ،USD / CHF ، GBP / USD EUR / USD و USD / CAD .

این به چه معنی است؟ اگر هر یک از این جفت‌ها را معامله کنید، USDX می‌تواند بهترین چیز باشد. اگر این کار را نکنید، USDX هنوز هم ایده‌ای از قدرت نسبی دلار آمریکا در سراسر جهان ارائه می‌دهد. در واقع، زمانی که چشم انداز بازار برای دلار آمریکا مشخص نیست، اغلب USDX تصویر بهتری فراهم می‌کند. در جهان گسترده فارکس، می‌توان از USDX به عنوان شاخص قدرت دلار آمریکا استفاده کرد. از آنجا که USDX بیش از ۵۰٪ توسط منطقه یورو تشکیل شده است، با EUR / USD رابطه کاملاً معکوس دارند. آن را چک کنید:

این مانند تصویر آینه است! اگر یکی بالا رود، دیگری به احتمال زیاد پایین می‌رود. به آن نگاه می‌کنید؟ به نظر می‌رسد مانند خطوط روند است که تقریباً به طور کامل مطابقت معکوس دارند. این می‌تواند کمک بزرگی برای معامله گران EUR/USD باشد. برخی از دوستان معامله گر، USDX را به عنوان شاخصی برای EUR/ USD بررسی می‌کنند. اگر USDX حرکت‌های مهم دارد، می‌توانید تقریباً مطمئناً انتظار داشته باشید که معامله گران ارز به آن حرکت واکنش نشان می‌دهند. هر دوی USDX و معامله گران ارز نقدی به یکدیگر واکنش نشان می‌دهند. شکست‌ها در جفتهای مقابل USD تقریباً به طور قطع USDX را به طور مشابه حرکت خواهند داد.

به طور خلاصه، معامله گران ارز از USDX به عنوان شاخص

کلیدی برای جهت USD استفاده می‌کنند.

موقعیت USD را در جفت ارزی که معامله می‌کنید همیشه به یاد داشته باشید. به عنوان مثال، اگر USDX تقویت شود و افزایش یابد و دارید EUR/USD را معامله می‌کنید، احتمالاً شاهد روندی نزولی در نمودار EUR / USD خواهید بود. اگر در حال معامله جفت ارزی هستید که در آن USD ارز پایه است، مانند USD/CHF ، افزایش در USDX به احتمال زیاد موجب افزایش در نمودارهای USD/ CHF خواهد شد مانند زیر.

دو نکته را همیشه به یاد داشته باشید:

اگر USD ارز پایه است ( USD / XXX )، آنگاه USDX و جفت ارز باید در یک جهت حرکت کنند.

اگر USD ارز مقابل است ( XXX / USD )، آنگاه USDX و جفت ارز باید در جهت مخالف حرکت کنند.

 آیا تا به حال چیزی در مورد نظریه لبخند دلار شنیده‌اید؟

آیا فکر کرده‌اید که چرا دلار هم در زمان رکود و هم در زمان رونق اقتصاد تقویت می‌شود. خب، همه این طوری‌اند. در واقع، شخصی واقعاً هوشمند به نام مورگان استنلی نظریه‌ای برای توضیح این پدیده ارائه کرد. استفان جن، استراتژیست ارز و اقتصاددان سابق، نظریه‌ای ارائه کرد و آن را «تئوری لبخند دلار» نامید. نظریه او سه سناریو اصلی در مورد رفتار دلار آمریکا را به تصویر می‌کشد. تصویر ساده چنین است:

سناریو 1: بخش اول لبخند نشان می‌دهد که دلار آمریکا از ریسک گریزی استفاده می‌کند که باعث می‌شود سرمایه گذاران به سراغ ارزهای مطمئن و امن، بروند مانند دار و ین. از آنجا که سرمایه گذاران فکر می‌کنند که وضعیت اقتصاد جهانی متزلزل است، تردید دارند که به دنبال دارایی‌های پرریسک بروند و ترجیح می‌دهند دلار کم ریسک‌تر آمریکا را صرف نظر از وضعیت اقتصاد آمریکا بخرند.

سناریو ۲: دلار به کف جدید افت می‌کند. بخش پایین لبخند، نشان دهنده عملکرد ضعیف دلار آمریکا است زیرا اقتصاد آمریکا در وضعیت ضعیف بسر می‌برد. امکان کاهش نرخ بهره نیز وزن دلار آمریکا را کاهش می‌دهد. این منجر به دوری بازار از دلار می‌شود. شعار برای USD می‌شود «فروش! فروش! فروش!»

سناریو 3: دلار به دلیل رشد اقتصادی افزایش می‌یابد. در نهایت، وقتی اقتصاد آمریکا روزهای خوشی را پیش رو دارد، تشکیل لبخند آغاز می‌شود. با افزایش خوش بینی و ظهور نشانه‌های بهبود اقتصادی، احساسات مربوط به دلار شروع به افزایش می‌کند. به عبارت دیگر، وقتی اقتصاد آمریکا از رشد قوی‌تر GDP برخوردار می‌شود و انتظارات از افزایش نرخ بهره افزایش می‌یابد، دلار آمریکا شروع به افزایش می‌کند. به نظر می‌رسد این نظریه از آغاز بحران مالی سال ۲۰۰۷ درست بوده است. آیا به یاد دارید که دلار افزایش بزرگی را در اوج رکود اقتصادی جهانی تجربه کرد؟ این مرحله ۱ است.

هنگامی که بازار در نهایت در مارس ۲۰۰۹ افت کرد، سرمایه گذاران ناگهان به ارزهای پربازده برگشتند و دلار را به برندهٔ جایزه «بدترین ارز، برای سال ۲۰۰۹ تبدیل کردند.

بنابراین تئوری لبخند دار درست است؟ تنها زمان این را خواهد گفت.

در هر صورت، این تئوری مهمی برای به خاطر سپاری است. به یاد داشته باشید، تمام اقتصادها سیکلی‌اند. بخش کلیدی همانا تعیین این است که اقتصاد در کدام بخش از سیکل است.

میانگین = 0 / 5. | تعداد = 0