در این قسمت از سری مقالات آموزش فارکس، به بررسی (نحوه تشخیص روند) می‌پردازیم. با ایران بروکر در این مقاله همراه باشید.

وقتی دو نفر به جنگ می‌روند، مرد احمق همیشه سراسیمه و کورکورانه و بدون برنامه به جنگ می‌رود از سوی دیگر، انسان عاقل ابتدا گزارش وضعیت را به دست می‌آورد تا از شرایط اطراف آگاه شود که می‌تواند بر جنگ تأثیر گذار باشد.

مانند جنگ، ما نیز باید گزارش وضعیت درباره بازاری که در آن معامله می‌کنیم به دست آوریم. این بدان معنی است که باید بدانیم در چه نوع محیطی هستیم. برخی معامله گران با گریه می گویند که سیستمشان مشکل دارد. گاهی اوقات سیستم واقعاً مشکل دارد. گاهی اوقات هم، سیستم به طور بالقوه سود آور است، اما در محیط اشتباه استفاده می‌شود. معامله گران مجرب سعی می‌کنند استراتژی مناسب را برای محیی که در آن معامله می‌کنند پیدا کنند.

همانطور که یک مربی، بازی‌های مختلف را برای موقعیتها یا حریفان خاص در نظر می‌گیرد، شما هم باید تصمیم بگیرید که از کدام استراتژی استفاده کنید.

با شناخت محیطی که در آن معامله می‌کنیم، می‌توانیم استراتژی روند یا استراتژی «محدوده» را انتخاب کنیم (“محدوده”، حالتی است که در آن قیمت بین سقف و کف بالا و پایین می‌رود)

آیا نگرانید که از استراتژی محدوده یا روند استفاده کنید؟

نترسید!

بازار فارکس فرصت‌های روند و محدوده بسیاری در دوره‌های زمانی متفاوت فراهم می‌کند که می‌توانید این استراتژیها را اجرا کنید.

با شناخت استراتژی‌های مناسب، راحت‌تر می‌فهمید که از کدام شاخص‌ها در جعبه ابزار خود استفاده کنید.

به عنوان مثال، خطوط روند در بازارهای روند مفیدند در حالی که سطوح حمایت و مقاومت زمانی مفیدند که بازار در حالت خنثی قراردارد.

قبل از شناسایی این فرصت‌ها، باید قادر به تعیین محیط بازار باشید. حالت بازار را می‌توان به سه سناریو طبقه بندی کرد:

  • روند صعودی
  • روند نزولی
  • محدوده (خنثی)

بازار روند چیست؟

بازار روند بازاری است که در آن قیمت به طور کلی در یک جهت حرکت می‌کند. مطمئناً، قیمت ممکن است هر از گاهی بر خلاف روند حرکت کند اما نگاهی به بازه‌های زمانی طولانی‌تر نشان می‌دهد که در این حالتها بازار فقط در حال استراحت برای ادامه روند است.

روندها معمولاً با «سقف‌های بالاتر، و کف‌های بالاتر، در روند صعودی و توسط «سقف‌های پایین‌تر» و کف‌های پایین‌تر در روند نزولی ذکر می‌شوند.

هنگام معامله با استراتژی روند، معامله گران معمولاً از ارزهای اصلی استفاده می‌کنند چرا که این جفتها تمایل به روند داشته و از سایر جفتها نقدینگی بیشتری دارند. نقدینگی در استراتژی‌های روند بسیار مهم است. هر چه جفت ارز نقدتر باشد، می‌توانیم انتظار حرکت بیشتری را داشته باشیم. هر چه حرکت یک ارز بیشتر باشد، فرصت‌های بیشتری وجود دارد که در آن قیمت ممکن است به یک جهت به شدت حرکت کند. غیر از زیر نظر گرفتن قیمت، همچنین می‌توانید از ابزار فنی که در بخش‌های قبلی آموخته‌اید برای تعیین اینکه آیا یک روند در بازار وجود دراد یا نه استفاده کنید.

ADX در بازار روند

یک راه برای تعیین اینکه بازار روند دارد یا خیر استفاده از شاخص ADX است. این شاخص که توسط ولز وایلدر طراحی شد، دارای مقدار ۰ تا ۱۰۰ است که تعیین می‌کند آیا قیمت به شدت در حال حرکت در یک جهت است یا نه.

مقادیر بیش از ۲۵ معمولاً نشان می‌دهد که قیمت دارای روند است یا نسبت به گذشته دارای روند قوی‌تری است. هر چه این عدد بالاتر باشد، روند قوی‌تر است. با این حال، ADX شاخصی است که لزوماً آینده را پیش بینی نمی‌کند. همچنین شاخصی غیر جهت دار است، بدین معنی که قیمت چه صعودی باشد چه نزولی، رقم مثبتی را گزارش می‌کند. نگاهی به این مثال بیندازید. قیمت به وضوح دارای روند نزولی است حتی اگر ADX بیشتر از ۲۵ باشد.

میانگین متحرک در بازار روند اگر از طرفداران ADX نیستید، می‌توانید از میانگین متحرک ساده نیز استفاده کنید. میانگین متحرک سادهٔ ۷ دوره‌ای، ۲۰ دوره‌ای، و ۶۵ دوره‌ای در نمودار خود قرار دهید. سپس صبر کنید تا سه میانگین متحرک با یکدیگر تلاقی پیدا کنند.

اگر میانگین متحرک ۷ دوره‌ای در بالای ۲۰ دورهای نمایان شود، و ۲۰ دوره‌ای در بالای ۶۵ دوره‌ای باشد آنگاه قیمت روند صعودی دارد.

از سوی دیگر، اگر ۷ دورهای پایین‌تر از ۲۰ دورهای ظاهر شود و ۲۰ دورهای پایین‌تر از ۶۵ دوره‌ای، آنگاه قیمت روند نزولی دارد.

باندهای بولینگر در بازار روند

ابزاری که اغلب برای استراتژی “محدوده” استفاده می‌شود می‌تواند در کشف روند نیز کمک کننده باشد. داریم در مورد باندهای بولینگر صحبت می‌کنیم. نکته‌ای که باید در مورد روند بدانید این است که آنها در واقع بسیار نادرند. بر خلاف آنچه ممکن است فکر کنید، قیمت‌ها واقعاً ۷۰-۸۰ درصد اوقات “محدوده” دارند.

بنابراین، اگر قیمت از «وضعیت محدوده» خارج شود آنگاه باید در روند باشد.

باندهای بولینگر در واقع حاوی فرمول انحراف معیارند. اما نگران نباشید توضیح می‌دهیم. در اینجا می‌توانیم از باندهای بولینگر برای تعیین روند استفاده کنیم؟

یک باند با انحراف معیار او باند دیگری با انحراف معیار ۲ قرار دهید. سه مجموعه از مناطق قیمت را خواهید دید: منطقه فروش، منطقه خرید، و «سرزمین بدون عمل.»

منطقه فروش: منطقه بین دو باند پایینی باندهای انحراف معیار SD11 و انحراف معیار SD2 است. به یاد داشته باشید که قیمت باید بین باندها بسته شود تا در منطقه فروش در نظر گرفته شود. منطقه خرید: منطقه بین دو باند بالایی 1SD

و 2SD است. مانند منطقه فروش، قیمت باید بین این دو باند بسته شود تا در منطقه خرید در نظر گرفته شود.

منطقه بین باندهای انحراف معیار ا، منطقه‌ای است که در آن بازار تلاش می‌کند جهت را پیدا کند.

باندهای بولینگر تأیید روند به طور بصری را آسان‌تر می‌سازند. روندهای نزولی را زمانی می‌توان تأیید کرد که قیمت در منطقه فروش است. روندهای صعودی را زمانی می‌توان تأیید کرد که قیمت در منطقه خرید است.

میانگین = 5 / 5. | تعداد = 3